سبک شناسی و بررسی چند ویژگی ادبی اشعار میرنوروز

مختار فیلی /

در اشعار این شاعر « لطافت و کثرت تشبیهات و تعبیرات و کنایات زیبا و تازه و در عین حال دقیق و استفاده از احادیث و آیات قرآنی که خاص سبک عراقی می باشد به وفور دیده می شود.

 

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور- مختار فیلی (مدرس دانشگاه های آزاد و پیام نور، دره شهر): در اشعار میرنوروز هم ویژگی های «سبک عراقی» و هم ویژگی های بارز «سبک هندی» و هم مؤلفه های مکتب وقوع یافت می شود. در اشعار این شاعر « لطافت و کثرت تشبیهات و تعبیرات و کنایات زیبا و تازه و در عین حال دقیق و استفاده از احادیث و آیات قرآنی که خاص سبک عراقی می باشد به وفور دیده می شود. به عنوان نمونه،از تشبیهات زیبا و استواری که شاعر، در اشعار خود استفاده نموده چند نمونه را ذکر می کنیم:

گیسوانش چون کمند صید بهرام                   این چه زنجیر و چه زه گیر و چه سردام

صفحه پیشانیش چون جام جمشید                خوش صفا و جان فزا چون صبح امید

چشیاش چی چش آهوی تتاره                     این چه ناز و این چه غمزه چه خماره

این مژه یا ترکش صیاد چالاک                     این چه صیاد وچه جلاد وچه بیباک

دُر دندان چون صدف شفاف ومحکم          هردو لب چون برگ گل چسبیده بر هم (غضنفری،1364: 60-59)

استفاده از احادیث و آیات قرآنی: اشعار میرنوروز نشان دهنده این واقعیت است که او علاوه بر آشنایی کامل با شاعران پارسی زبان بر فلسفه و کلام وحی و احادیث تسلطی شگرف داشته است:

زرشحات صلائب وز ترائب                نماید در رحم یک قطره غائب    (همان، 44)

که اشاره به آیه ی فلیُنظرِ الانسانَ هم خُلِقَ / خُلِقَ مِن ماء دافقٍ/بخرج من بین الصلبِ والترائب دارد ( سوره طارق، آیه 7-5)

زلولاک لعمرک تاج تارک            تبارک خوان بر آن تارک تبارک          (همان، 47)

اشاره به لولاک لما خلقتُ افلاک دارد   (مجلسی، 405:1380)

شده انا فتحناش علمدار            که سازد خانه را خالی ز اغیار (همان:47)

اشاره به آیه انا فتحناک لک فتحاً مبیناً (سوره فتح آیه 1)

حسودی گر به خاری خاطرش خست            حسد حبل المسد، بر گردنش بست  (همان)

اشاره به آیه فی جیدها حبل من مسد (سوره لهب آیه 5)

هرآن دیده که بدبیند بنورش         کند همت به مشتی خاک گورش  (همان)

اشاره به آیه :مارمیت از رمیت ولکن الله رمی(سوره انفال، آیه 17) و همچنین وجود نازک خیالی های ظریف سبک هندی، در اشعار میرنوروز بیانگر این مطلب است، که شاعر سبک هندی و شاعران این سبک را بخوبی می شناخته : شِکوه های شاعر از جفای روزگار و تلخی زمانه با استفاده از نازک خیالی های سبک هندی، گویای تسلط و توانمندی شاعر بر این سبک است:

بس که بر من تنگ شد این دهر پر شور           بهر وسعت می گریزم در دل مور (غضنفری،106:1364)

در ابیات دیگر این نازک خیالی را با توانایی کم نظیری نشان می دهد:

ز انتظار پختنی چشمان کفگیر            مانده در حسرت چو چشم عاشق پیر

رفته از چشم پیاله آب دستار            چون کف دست یتیمان خالی و خوار  (همان:109)

وزیبایی معشوق را اینگونه توصیف می کند:

گر نظر بر مه کنی شب های مهتاب           مه فتد در دامنت چون کرم شب تاب   (همان:85)

استفاده از تمثیل: تمثیل هایی که میرنوروز در اشعار خود بکار برده است بطرز عجیبی، با تمثیلات موجود در شعر صائب مشابهت دارند. « در تمثیل های صائب ارتباط معمولا دو جزیی است، یعنی دو جز در مصراع اول با دو جزء در مصراع دوم با یکدیگر مرتبط می شوند» (دکتر محمدی، 140:1374)

با اندکی تفاوت، میرنوروز تمثیلات تازه و زیبایی را به شیوه ی صائب در شعر خود بکار برده است.

صائب: آدمی پیرچو شد حرص جوان می گرد      خواب در وقت سحرگاه گران می گردد (صائب،749:1362)

زناز دایه بی مهر فارغ است                           طفلی که با انگشت خو گرفت    (همان:776)

میرنوروز: گر به بدکاری کسی می بُرد از پیش        «هر ددی میداشتی صد گله میش »

حُسن شیرین طبع شیرینش حسابه                     «ورنه سرکه از ظواهر چون گلابه» (غضنفری، 58:1364)

اشتهای جاهل از طبع طمع کار                         «هر چه بیند می خورد چه خار وچه مار»         (همان:87)

مکتب وقوع :« این مکتب تازه که برزخی است میان شعر دوره ی تیموری و سبک معروف به هندی و غرض از آن بیان کردن حالت عشق و عاشقی از روی واقع بود.» (گلچین معانی، 3:1385)

قسمتی از اشعار میرنوروز چه در بخش فارسی و چه در مفردات لُری ویژگیهای «مکتب وقوع» را دارا می باشند. پژوهشگر ارجمند«آقای کریم منصوری» در این زمینه عقیده دارد : «شعرهای لری او(میرنوروز) وقوعی هستند. بدین معنی که شعررهای او بیان اتفاقات روزمره زندگی او هستند و آن چه بر او گذشته و اتفاق افتاده را به شعر بیان کرده، که راز زیبایی و گیرایی اشعارش همین نکته است.»(منصوری،45:1379)

ایمرو ز وقدم لیل و خرامو                  اِزگلی ون دکلم میزش و دامو

امروز لیل خرامان از کنارم گذشت و آتشی در جانم افکند و آنرا با دامنش شعله ور می کرد.

ایمرو سی چشیاکت شیت بیم ولیوه              کس ندارم دِای مکو سیم بگریوه

امروز برای چشمانت گیج و دیوانه شدم کسی ندارم که اینجا برایم بگرید. (همان)

و در توصیف جوانی و عاشقی می گوید:

تن چو طبع آهوان چست و سبک خیز            کوره دل از محبت آتش انگیز

زور بازو، تاب زانو، قوت سنگ                 موی مشکین، بوی مُشکین، روی گلرنگ

رخ ز ناز نازنینان دل رباتر                       قامت از سرو وصنوبر خوش نماتر         (همان، 65-64)

 

در همین زمینه، از همین قلم:

:: از پیش کوه تا پشت کوه، از جایدر تا دهلران؛ معماهای زندگی میرنوروز

:: اشتراکات و تأثیر پذیری های شعر میرنوروز از سعدی، فردوسی و نظامی