تبليغاتX
حزب الله لرستان بزرگ

حزب الله لرستان بزرگ

لرستان ایلام بختیاری بویر احمد بوشهر جنوب همدان وشرق خوزستان

شعر مهتاب بازوند

یه آدم برفی تنها که پر از خواب بهاره

منتظر مونده که فردا واسش آفتاب وبیاره

می دونه دنیا دو روزه نمی خواد دلش بسوزه

همه ی خاطره هاش و گوشه ی کلاش می دوزه

باد بازیگوش ولگردی که شب تا صب بیداره

چشمای اون ومی دزده وکلاش وبر می داره

میگه: این آدم برفی که فقط یه کپه برفه!

رویای آفتاب وگرمای بهاری ام که حرفه!

مگه می شه زیر آفتاب بهار زنده بمونه؟

آخه شعله های خورشبد نفسا شو می سوزونه!

دل آدمک از ای زخم زبونا نمی گیره

می دونه هر آدمی هر کسی یک روزی میمیره

می گه: فردا که بشه میرم از اینجا رو به دریا

یه رود کوچیک میشم میرم میرم تا ته دنیا

***

فردا خورشید اومد وجا مونده بود یه کت رو برفا

آدمک رفته بود از نهر خیالش رو به دریا...

 

هر چند امشب واژگانم سخت بیمارند

گنجشکها فردا برایم حرفها دارند

من می فروشم نغمه گنجشکهایم را

تنها به آنانی که دردم را خریدارند

وقتی تمام کودکان خانه ی مغرب

باید که سر بر زانوان فقر بگذارند

گویی جهان رفته است در خوابی معمایی

تنها چراغ تیرهای برق بیدارند

باران امشب حاصل جریان جوی نیست

من مطمئنم ابرها از درد می بارند!!!

اردیبهشت۷۶

http://mahtabpazand.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 12:4  توسط علی دلفانی  | 

باباطاهروزبان پهلوی

 
 
درمتون تاریخی پس از اسلام به نام لرستان   فیلی بر می خوریم  که معرب پهلوی است واین سرزمین از همدان تا خانقین وممدلی امتداد دارد.

وزبان شعر های باباطاهر راپهلوی یاهمین لری امروز دانسته اند

پهلوی به همراه زبان اوستایی ریشه فارسی امروز  هستند.

وباباطاهر شاعردوبیتی سرای قرن جهارم واوایل قرن پنجم است

ومعاصرطغرل سلجوقی .

بقعه ای   درخرم آباد به نام باباطاهرداریم  وباتوجه به این که از مقبره منسوب به بابا طاهر درهمدان تنها یک لوح قرانی مربوط به قرن هفتم  به دست آمده است  نمی توان ان را به باباطاهر که درقرن چهارم میزیسته نسبت داد.

در لرستان بابارا مرید شاه خوشین یا مبارک شاه می دانند

اوبه همراهی مبارک شاه راهی همدان پایتخت سلجوقی است که در این سفر مبارک شاه در رود گاماسیاب غرق می شود .وتاهنوز قلندران کنار این رود به یاد این واقعه تنبور می نوازند وعرفان زمزمه می کنند.

دلی دیرم زعشقت گیج و ویژه

مژه برهم نهم خونابه ریژه

دل عاشق مثال چوب تر بی

سری سوزه سری خونابه ریژه

 

دلی دیرم دلی کزغم شکسته

چوکشتی بر لب دریا نشسته

همه گویند طاهر تار بنواز

صدا چون می دهد تار شکسته

.....................

.....................

از وبلاک علی رضا کرمی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 10:52  توسط علی دلفانی  | 

سال روز پیروزی انقلاب امام وامت ایران مبارک باد

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 8:36  توسط علی دلفانی  | 

علاءالدين بروجردي:
 دودستگي‌ها موجب سوختن فرصت‌ها مي‌شود

رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي گفت: توسعه‌ي لرستان تنها با شرط يك‌پارچگي مردم اين استان شكل خواهد گرفت و هر گونه نداي مخالف خط وحدت بر خلاف مصلحت مردم است.

 

 

علاءالدين بروجردي در گفتگو با هفته‌نامه «تبلور انديشه» در خصوص ايجاد دودستگي‌ از طرف برخي نشريات استان كه منجر به تعطيلي آنان شد گفت: توسعه‌ي لرستان تنها با شرط يك‌پارچگي مردم اين استان شكل خواهد گرفت و هر گونه نداي مخالف خط وحدت بر خلاف مصلحت مردم است.

نماينده‌ي مردم بروجرد در مجلس شوراي اسلامي در خصوص شايعاتي مبني بر حمايت وي از برخي نشريات گفت: با توجه به اينكه ارتباطات ما با تمامي نشريات محلي و ملي است و اين جايگاه متعلق به همه‌ي ملت است و از نظر بنده هر كس با هر نشريه‌اي كه بر خلاف اتحاد ملي و استاني در هر جاي ايران اسلامي عمل كند مردود است.

علاءالدين بروجردي در خصوص صحبت‌هايي مبني بر شكايت وي عليه هفته‌نامه‌ي «آفتاب لرستان» گفت: بنده هيچ شكايتي از هيچ نشريه‌اي چه در خرم‌آباد و چه در بروجرد نداشته‌ام و اين تصميم شوراي تأمين شهرستان‌ها بوده است.

رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي جدايي شهرستان بروجرد از لرستان را به شدت تكذيب كرد  و گفت : آنچه در راستاي توسعه‌ي لرستان مهم قلمداد مي‌شود از دست ندادن فرصت‌هاست چرا كه انجام بحث‌هايي در خصوص جدايي و دودستگي در لرستان موجب سوختن فرصت مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 9:45  توسط علی دلفانی  | 

پل تاریخی کلهر و مناقشه عبور لوله های گاز
خرم آباد - خبرگزاری مهر: در حالیکه موضوع ثبت جهانی پل تاریخی کلهر به همراه چهار پل دیگر استان لرستان امروز از سوی مسئولان میراث فرهنگی شدت گرفته اما بحث گازرسانی به شهر معمولان در استان نیز منوط به عبور لوله های گاز از کنار پایه های این پل تاریخی شده است.

به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، پل تاریخی کلهر در سه کیلومتری شهر معمولان و بر روی رودخانه کشکان قرار دارد، این پل مربوط به دوران هخامنشیان بوده که در زمان ساسانیان بازسازی شده است.

از سوی دیگر طرح گازرسانی به شهر معمولان نیز سالهاست به عنوان یکی از مطالبات مردم مطرح و آغاز نیز شده است اما امروز پایان این طرح منوط به عبور لوله های گاز از کنار پایه های پل تاریخی کلهر شده و این طرح در حال حاضر متوقف شده است.

عبور 200 متر از خط انتقال گاز معمولان از زیر پایه های پل کلهر

مدیر عامل شرکت گاز استان لرستان از در دست اقدام بودن گازرسانی به چهار شهر این استان خبر داد و اظهار داشت: همچنین در حال حاضر 100 روستا در این استان در حال اولویت بندی برای اجرای عملیات گازرسانی هستند.

علی گودرزی ابراز امیدواری کرد که با گازرسانی به چهار شهر معمولان، چغلوندی، سراب دوره و چغابل حدود 90 درصد مردم استان تحت پوشش گاز طبیعی قرار بگیرند.

مدیر عامل شرکت گاز استان لرستان با اشاره به موانع گازرسانی به شهر معمولان، بیان داشت: خط انتقال گاز به شهر معمولان به طول 21 کیلومتر و با لوله سایز 10 اینچ اجرا شده است.

گودرزی ادامه داد: ایستگاه تقلیل فشار این خط انتقال نیز نصب و آماده بهره برداری است اما به دلیل اینکه حدود 200 متر از خط مذکور باید از زیر یکی از پایه های پل تاریخی کلهر عبور کند و مجوز این کار از سوی سازمان میراث فرهنگی صادر نشده و پروژه ناتمام مانده است.

وی بیان کرد: پیمانکار اجرای شبکه و نصب انشعابات شهر معمولان در حال انتخاب بوده و در صورت تامین بودجه سال آینده شش روستا از توابع شهرستان پلدختر نیز گازرسانی خواهند شد.

مخالفت میراث فرهنگی با اجرای این طرح

پیش از این بنابر اعلام روابط عمومی شرکت گاز استان لرستان مسئولان پلدختر در جلسه ای با حضور مدیر عامل این شرکت قول مساعد دادند تا مجوز عبور لوله گاز از زیر پایه پل کلهر را اخذ کنند تا این پروژه به ثمر برسد.

این در حالیست که رئیس سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان در حاشیه جلسه شورای برنامه ریزی استان لرستان به خبرنگار مهر گفت: هنوز سازمان میراث فرهنگی با عبور لوله های گاز از کنار پایه های پل تاریخی کلهر موافقت نکرده است.

رحمدل تصریح کرد: طرح توجیهی شرکت گاز در زمینه این پروژه برای سازمان میراث فرهنگی ارسال شده تا درباره این موضوع اظهار نظر کند.

وی با اشاره به ادامه بررسی ها در این حوزه، تاکید کرد که هنوز اجازه عبور لوله های گاز از کنار پایه های این پل تاریخی داده نشده و موضوع کماکان در دست بررسی است.

این سخنان در حالی مطرح می شود که پل تاریخی کلهر بنابر اظهارات اخیر رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از جمله پنج پل تاریخی لرستان است که قرار است به زودی ثبت جهانی شود.

پلهای لرستان با عظمت تر از پلهای یونان و اسپانیا

محمد رحمدل پیش از این از ثبت پنج پل تاریخی لرستان خبر داد و عنوان کرده بود: این پلها شامل پلهای گاومیشان، پلدختر، کلهر، کشکان و پل شکسته است که هزار تا هزار و 400 سال قدمت دارند و منحصر به فرد بودن آنها از نظر معماری و هنر پل سازی از ویژگیهای بارز آنهاست.

وی با اشاره به موقعیت ویژه لرستان به خاطر قرارگرفتن در مسیر هگمتانه - شوش و نیز برقراری ارتباط با بین النهرین گفت: بسیاری از کارشناسان جهان لرستان را با آثار باستانی و به ویژه پلهای تاریخی آن می شناسند.

مصطفی نژاد مدیر پایگاه پلهای تاریخی لرستان نیز پیش از این در گفتگویی قرار گرفتن پلهای تاریخی یونان و اسپانیا بعد از پلهای لرستان را نشانه عظمت اندیشه و معماری پیشینیان خردمند این دیار دانست و گفت: در لرستان بیش از 60 پل تاریخی وجود دارد که هر کدام دارای ساختاری منحصر به فرد هستند.

این در حالیست که ثبت پلهای تاریخی لرستان از جمله مصوبات دور دوم سفر هیئت دولت به استان لرستان است و هم ‌اکنون اجرای طرح حفاظت و ساماندهی ساختمان پل کلهر معمولان واقع در استان لرستان در راستای تشکیل پرونده ثبت جهانی پلهای تاریخی انجام شده است.

پل تاریخی کلهر در 50 کیلومتری جنوب خرم آباد و ابتدای شهر معمولان واقع شده است و مربوط به دوره هخامنشی و ساسانی است. پل کلهر به منظور عبور کاروانیان شوش به هگمتانه ساخته و در زمان ساسانیان مرمت شده است.

این پل کاملا سنگی که در آن از مصالح ساروج استفاده شده به طول بیش از 160 متر دارای پایه‌های بسیار مرتفع به ارتفاع 30 متر و طول دهنه حدود 27 متراست.

به هر حال به نظر می رسد حیات پل تاریخی کلهر به عنوان یکی از میراثهای جاودانه استان لرستان نباید با عبور لوله های گاز به مخاطره بیفتد و از دیگر سو گازکشی به شهر معمولان نیز به عنوان یکی از مطالبات مردم این منطقه نباید به دست فراموشی سپرده شود که این امر نیازمند تعامل و هم فکری بیشتر مسئولان میراث فرهنگی و شرکت گاز برای پیدا کردن یک راه حل موثر برای حفظ حیات پل تاریخی کلهر و تحقق مطالبه مردم شهر معمولان است.


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی 1388ساعت 9:41  توسط علی دلفانی 

کرد و لر و لک همه از یک نژاد و یک زبان هستند

کرد و لر و لک همه از یک نژاد و یک زبان هستند نه گفته ی من بلکه هم علم زبانشناسی هم تاریخ و هم مردم شناسی و هم ریختشناسی این مطلب را اثبات کرده است.
ما دارای جغرافیایی مشترک میباشیم که هزاران سال است دراین جغرافیا برادرانه با هم زیسته ایم،ب
چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان وجدا سازد
چو تنها کرد هر یک را به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش ازپا که دیگر سر نیفرازد 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 11:19  توسط علی دلفانی  | 

دورباره پرواز كن، بيداري روياها، عصر روز دهم، شب واقعه، زم‌هرير و...
حضور پررنگ سينماي دفاع مقدس با هشت فيلم در جشنواره فجر

خبرگزاري فارس: حضور احتمالي 8 فيلم سينمايي در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر باعث شده است تا پس از مدت‌ها سينماي دفاع مقدس حضور پررنگي را در مهمترين رويداد سينمايي كشور داشته باشد.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، جشنواره بيست و هشتم در حالي امسال ميزبان احتمالي 8 فيلم عصر روز دهم، گزارش مريم، بيداري روياها، شب واقعه، زمهرير، دوباره پرواز كن، نفوذي و در چشم باد خواهد بود كه در كنار آنها نمايش سه فيلم سينمايي با محوريت انقلاب اسلامي كه سال گذشته نتوانستند خود را به جشنواره برسانند، جشنواره امسال را به لحاظ تعدد سوژه‌هاي دفاع مقدسي و انقلابي در كنار يك فيلم ديني وضعيت مطلوبي قرار داده است.
فيلم‌هاي «بيداري»، «يك گزارش واقعي»، «كيميا و خاك» به همراه نسخه سينمايي «در چشم باد» كه سه مقطع مختلف از تاريخ معاصر ايران را به تصوير مي‌كشند، فيلم‌هاي انقلابي جشنواره بيست و هشتم هستند كه در كنار دو پروژه ديني «ناسپاس» و «ملك سليمان» با دستمايه قرار دادن مسائل ديني، مذهبي، تاريخ اسلام و دفاع مقدس در پي حفظ و انتقال معنوي ارزش‌ها هستند كه اين آمار نسبت به جشنواره فيلم فجر در سال گذشته، جالب توجه است.
دراين گزارش، خلاصه‌اي از وضعيت توليد، موضوع و مختصري از داستان تعدادي از اين آثار سينمايي كه به اشكال گوناگون به دفاع مقدس پرداخته‌اند، آورده شده است.


* شب واقعه
فيلم سينمايي «شب واقعه» كاري از شهرام اسدي است كه بر اساس زندگي شهيد درياقلي سوراني ساخته مي‌شود و اسدي 7 سال بعد از «به من نگاه كن» با ديگر در جشنواره حاضر مي‌شود.
اين فيلم كه روايتي است آزاد از واقعه‌اي حقيقي است، علاوه بر حضور حميد فرخ‌نژاد در نقش درياقلي با برخي از بازيگران بومي و محلي آبادان فيلمبرداري شده است.
فيلمنامه «شب واقعه» را همايون شهنواز نوشته است كه درباره مردي است كه در حاشيه شهر آبادان زندگي مي‌كند و قبل از همه متوجه پيشروي نيروهاي عراقي مي‌شود و در نهايت خالق حماسه‌اي عظيم در ابتداي جنگ مي‌شود.
سيد احمد ميرعلائي تهيه‌كنندگي اين فيلم را برعهده دارد.

* عصر روز دهم
داستان «عصر روز دهم» فيلم از خرمشهر و در دوران جنگ ايران و عراق آغاز مي‌شود و زندگي يك خانواده را به تصوير مي‌كشد، جنگ باعث جدايي آن‌ها مي‌شود و بعد از وقايع ديگري از جمله سقوط صدام و جنگ آمريكا و عراق آن‌ها همديگر را پيدا مي‌كنند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: دكتر مريم شيرازي با گروهي از پزشكان هلال احمر براي كمك به مردم عراق عازم اين كشور مي شود و تصميم به جستجو براي يافتن خواهر گمشده اش مي‌گيرد.
پروژه «عصر روز دهم» براي اولين‌بار توسط رسول ملاقلي‌پور مطرح شد و اين كارگردان حتي براي ديدن لوكيشن‌هاي فيلم سفرهايي به كربلا داشت اما با درگذشت وي، پروژه به شكل ديگري و اين بار توسط «مجتبي راعي» از ديگر فيلمسازان سينماي كشور ساخته مي‌شود.
مجتبي راعي از سينماگران پيشگام سينماي دفاع مقدس (با فيلم‌هاي‌ انسان و اسلحه و تونل) است و فيلم‌هايي چون «جاي امن»، «غزال»، «تولد يك پروانه»، «جنگجوي پيروز» و «سال سخت در خمين» را ساخته است.

* گزارش مريم
فيلم «گزارش مريم» در مدت زمان 100 دقيقه با مضمون نوجوان، عشق و دفاع مقدس ساخته شده است.
در اين فيلم فرامرز قريبيان، نيلوفر محبي، عليرضا اوسيوند، ليلابوشهري، رضا فياضي، عطيه غبيشاوي، صدرا حجازي، فريد لطف آور، يوسف زغور زاده، مريم برنجاني، فرخنده زاهدي، علي غبيشاوي و حوريه كعبي به ايفاي نقش مي‌پردازند.
در خلاصه داستان اين فيلم چنين آمده است: دكتر پارسا براي راه اندازي يك بيمارستان تخصصي به‌ همراه دخترش بهار عازم منطقه خرمشهر است. بين پدر و دختر سكوت قهرآلودي برقرار است كه به‌ظاهر به اين سفر مربوط مي‌شود. در آنجا بهار دفترچه خاطرات دختركي همسن و سال خود بنام مريم را مي‌يابد كه چند سال پيش در چنين روزي آن را افتتاح كرده است. يعني چند روز مانده به بازگشايي مدارس و آغاز جنگ ايران و عراق! سرخوشي دخترانه مريم در خاطرات صفحات اول دفترچه و ناگهان شروع تهاجم بي امان دشمن به شهر كوچك آنان و اشاره دخترك به عشقي كه در سينه دارد، بهار را به خواندن دفترچه ترغيب مي‌سازد. مريم عاشق جوان انترني است كه در تنها درمانگاه آن شهر فعاليت مي‌كند و بهار مي‌پندارد كه مي‌تواند آن مرد پدر او باشد! ...

*بيداري روياها
«بيداري روياها» فيلمي اجتماعي است كه نگاهي هم به دفاع مقدس دارد. فيلمنامه اين فيلم را محمدرضا گوهري و باشه آهنگر به طور مشترك نوشته‌اند.
«امين حيايي» در اين فيلم، نقشي كاملا جدي دارد و در شخصيت برادر يك شهيد ظاهر مي‌شود.
علاوه بر امين حيايي، هنگامه قاضياني، سارا خوييني‌ها، حميد فرخ‌نژاد ،حبيب دهقان‌نسب، آرزو قنبريان و فريبا جديكار نيز در اين فيلم حضور دارند.
بر اساس اين گزارش، فيلم «بيداري روياها» كه احتمال تغيير عنوان آن وجود دارد، همچون فيلم موفق قبلي اين كارگردان تحت عنوان «فرزند خاك»، نگاه جديدي به موضوع دفاع مقدس و گوشه‌اي از اتفاقات و حوادث بعد از آن دوران، در خانواده ايثارگران را به تصوير مي‌كشد.
گفته مي‌شود «امين حيايي» براي تمرين نقش ويژه‌اي كه در اين فيلم برعهده دارد، نزديك 2 ماه در محل‌هاي فيلمبرداري- كه حاشيه تهران است- تمرين كرده است و «هنگامه قاضياني» نيز پس از حضور درخشانش در فيلم «به همين سادگي»، نقش ويژه‌اي را با نام «رخشانه» برعهده دارد و سفرش به آلمان را به خاطر حضور در فضاي تكان‌دهنده شروع فيلم نيمه‌كاره رها كرده است.

* درچشم باد
«مسعود جعفري‌جوزاني» بار ديگر و پس از مدت ها بازهم با فيلمي فاخر در جشنواره ملي ايران حاضر خواهد شد و گفته مي‌شود جوزاني نسخه سينمايي «درچشم باد» را به جشنواره فجر مي‌آورد.
«مسعود جعفري جوزاني» كه اين روزها آخرين مراحل توليد نسخه تلويزيوني«درچشم باد« را همزمان با نمايش هفتگي آن در آمريكا پشت سر مي گذارد، در صورت موافقت، نسخه سينمايي مجموعه تلويزيوني «درچشم باد» را نيز براي حضور در جشنواره فجر امسال آماده خواهد كرد.
كارگردان آثاري چون «بلوغ»، «دل و دشنه»، «يك مرد يك خرس»، «در مسير تندباد»، «شير سنگي» و«جاده‌هاي سرد» با آماده شدن اين سريال و در صورت موافقت تلويزيون، قصد دارم نسخه سينمايي اين مجموعه تلويزيوني را جهت حضور در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر آماده كند.
«در چشم باد» نيمه دوم سال 1381 به كارگرداني «مسعود جعفري‌جوزاني» جلوي دوربين رفت. اين سريال به بررسي اوضاع اجتماعي ايران در اواخر عصر قاجار، مبارزات مردمي، ضعف حكومت حاكمان در اين دوران و در واقع حاشيه هاي پيروزي انقلاب اسلامي و روزهاي فتح خرمشهر مي‌پردازد. براي توليد اين مجموعه تلويزيوني به منابعي چون خاطرات سياستمداران – فرماندهان دوران دفاع مقدس – افسران و درجه‌داران در دوران مختلف تاريخي رجوع شده است.

*دوباره پرواز كن
فيلمنامه «دوباره پرواز كن» به كارگرداني «محمدعلي طالبي» در ژانر دفاع مقدس و در قالب فيلم‌‌هاي گروه سني كودك و نوجوان، براساس كتاب «تابستان و غاز سفيد»، نوشته «مژگان شيخي» كه چندي پيش طي قراردادي، امتياز آن به مؤسسه فرهنگي هنري شاهد واگذار شده، به نگارش در آمده است.
فيلم سينمايي «دوباره پرواز كن» به دوران جنگ و زندگي خانواده‌اي در شهر اهواز مي‌پردازد كه بر اثر بمباران خانه‌شان را از دست مي‌دهند و زندگي آنها دستخوش حوادثي مي‌شود...
به گزارش فارس، معصومه شكوري ايفاگر نقش نخست اين فيلم است و «پيام اريس» نقش پسر داستان را بازي مي‌كند. سعيد يكه‌نام، يونس ظفري، رويا استقلال‌طلب، ديگر بازيگران كودك فيلم هستند.

*زم‌هرير
داستان «زمهرير» كه اثري عاشقانه است از امروز شروع مي‌شود، به ديروز و جنگ برمي‌گردد و دوباره به امروز و فردا خواهد رسيد.
اين فيلم دومين كار سينمايي «علي روئين‌تن» پس از فيلم «دلشكسته» است كه فيلمنامه آن بارها بازنويسي شده و با پروداكشني گسترده كار خواهد شد.
نيوشا ضيغمي، شيلا خداداد، بيتا بادران، افسانه بايگان، امين تارخ، محسن تنابنده، ابوالفضل پورعرب، وحيد جليلوند، رحمان حقيقي، هادي ديباجي، فرود روئين‌تن، جمشيد شاه‌محمدي، مهوش صبركن، ميم كاوياني و جمشيد مشايخي بازيگران اين فيلم هستند.
از نكات قابل توجه در اين فيلم مي‌توان به آهنگسازي مجدد « مجيد انتظامي» پس از دوري چهار ساله از ساخت موسيقي فيلم اشاره كرد.

* نفوذي
به گزارش فارس، داستان «نفوذي» درباره اسيري است كه بعد از 20 سال دوري از خانواده، ‌به وطن برمي‌گردداما وقتي به ايران مي‌رسد دستگير و زنداني مي‌شود و...
در اين فيلم امير جعفري (در نقش اسير)، جمشيد هاشم‌پور، نسرين مقانلو، محمد كاسبي، قاسم زارع، هوشنگ توكلي، مهران رجبي، رامين راستاد، علي‌رام بورايي، امير دلاوري، سياوش خيرابي، امير غفارمنش و نزار سامرايي ايفاي نقش كرده‌اند.
از ديگر عوامل آن مي‌توان از داوود اميريان به عنوان نويسنده، سعيد سهيلي مشاور كارگردان، كامبيز دارابي دستيار يك كارگردان و برنامه‌ريز، حسن پويا مدير فيلمبرداري، اردشير ايران نژاد مدير توليد، فرامرز بادرام پور طراح صحنه و بابك شعاعي طراح گريم نام برد.
اين فيلم را «احمد كاوري» و «احمد فيوضي» كارگرداني كرده‌اند كه «حسن ايوبي» آن را تدوين كرده است و «آريا عظيمي‌نژاد» براي «نفوذي» موسيقي ساخته است.
سرمايه گذاري «نفوذي» را سيما فيلم، بنياد سينمايي فارابي و محراب فيلم به طور مشترك برعهده دارند و حسن عليمرداني به همراه جمال شورجه تهيه كنندگان آن هستند.
انتهاي پيام/ا

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 9:59  توسط علی دلفانی  | 

لر های عراق

حسین حسن‌زاده‌رهدار
 لرها در عراق فراتر از یک تصور (بخش اول)

از طرف مرکز فرهنگی لُرهای عراق که بيشتر به نام "سنتر هاو بهشيی لور" است به کُردستان عراق دعوت شده بوديم. که مي‌توان ترجمه نام اين مرکز فرهنگي را "کانون همبهري لُر" ناميد.

 

 

                          گزارشی از سفر به کردستان عراق

 

ماهی تُنگ در اندیشه‌ی دریا دل‌تَنگ          ما نهنگیم و به یک برکه‌ی کوچک دل‌خوش

    از طرف مرکز فرهنگی لُرهای عراق که بيشتر به نام " سنتر هاو بهشيی لور "است به کُردستان عراق دعوت شده بوديم .که مي‌توان ترجمه نام اين مرکز فرهنگي را " کانون همبهري لُر " ناميد. "هاو"  بزبان کُردي سوراني همان " همه" و" بهشيي " يعني" بخش " و "بهر" است. اين کانون نوبنياد از طرف لُرهاي عراق در پايتخت فرهنگي کُردستان عراق يعني شهر سليمانيه مراسم افتتاحيه ای داشت. رياست آن را جناب آقاي سرلشکر "جبار ياور" وزير لُرتبار وزارت نيروي حکومت فدرال کُردستان به عهده دارد و معاونت آن به دست کاک سیروان جلال است که یکی از لُرهای بسیار فعال و فرهنگ دوست است که تکیه کلامش "دل مو سی لُرسو هی ایزنه زار" است " لازم به توضيح است که از جمعيت دوميليونی لُر عراق، هشت وزير در اقليم کُردستان به وزارت رسيده اند. 

این کانون فرهنگی از طرف حکومت فدرال کردستان ماهیانه ساپورت می‌شود و دارای چندین کارمند زن و مرد است که فعالیت روزانه دارند. لُران که بر اثر دوره‌هایی از سیر سیاسی و درگیرهای حکومت عثمانی با ایران و تشکیل کشور عراق و پس ازآن به صدارت رسیدن صدام و خفقان داخلی علیه کُردستان به خصوص کُردها و لُران که به حوزه جنوبی نزدیکتر بودند شدت یافت. و سیاستهای علیه ایران موجب شد تا مردم لُر ایران ندانند در آن سوی خاکشان پیکر دیگری از لُرستان است که به زحمت دارد نفس می کشد. قتل عامها و کشتارهای لُران گرچه به نام کُردستان تمام می شد شامل دویست و پنجاه هزار زنده رو (مفقود) و یک میلون و نیم شهید کرد و لُر در تاریخ کردستان به ثبت رسیده است. لُرهایی که اکثراً در شمال به زبان کُردی سخن می‌گویند و در نواحی جنوبی تر هنوز سخن گفتن لُری را از دست نداده اند. گرچه لباس همه ی  اینان همان لباس مردم کُردستان است . و ما با این  اشاره ی کوتاه این سفر را می آغازیم.

اقلیم کُردستان عراق مرز باشماخ :

ساعت 30/9 دقیقه صبح روز جمعه است خاک عراق مرز باشماخ هستیم  که تا شهر مریوان نزدیک به ربع ساعت فاصله است. بازرسی‌های شدید مرزی موجب امیدواری است پس از یک دوره‌ی آسیب های سیاسی و کسب آزادی خدشه ای نبیند. این بازرسی ها تا سلیمانیه قدم به قدم اجرا می شد. به هرحال هنوز در مرز باشماخ هستیم در خاک عراق ، ولی واژه ی "باشماخ" موضوع بحث من و یکی از دوستان همراه است که آیا کُردی یا ترکی است از مامور کُردی که هراز گاهی پس از عبور از کنار ما عبور می کرد و خوش آمد می گفت به "سرچاو" پرسیدم باشماخ چه معنی دارد، اظهار بی اطلاعی کرد و به فارسی اشاره به روستایی که در سایه سیمهای مرزی نفس بلوکی اش را می کشید گفت این باشماخ است. دانستم که این اولین میراث شوم روزهای تسلط و اشغال کُردستان توسط عثمانی و جدایی آن از خاک ایران است که با آن برخورد می کردیم و با تغییر نامهای مکانی کُردستان این سیاست را تحویل حاکمان بعدی در بغداد می سپرد زیرا که" باش" به زبان ترکی "سر" است و هنوز در معنی باخ درمانده بودم وقتی که چند ساعت بعد با کاک وحید برخورد کردیم ایشان هم همین گفته را در خصوص واژه باشماخ به زبان آوردند.

دوست همراهمان که پس از ساعتی چشم انتظاری بی حوصله شده بود به دفتر همبهری لر تماس گرفتند و ما هم همچنان منتظر راهنما نشسته بودیم تا ما را به داخل خاک عراق تا سلیمانیه هدایت کند پس از تماس مرکز فرهنگی لُر، دریافت کردیم که راهنما ساعتهاست که در کنار مرز منتظرمان منتها در دروازه ورودی دوم بود و ما اطلاع نداشتیم که ناگاه جوانی با پیراهن سفید و شلوار مشکی سیاه کردی به طرف ما آمد و احوال پرسی نمود بلافاصله اساسیه و کیف هایمان را بر دوش گذاشت دانستیم که خودش است و هرچه پافشاری کردیم تا این کار را نکند بی اعتنا بود و ما را با خوشرویی به طرف نیسان پاترولی هدایت کرد که ساعتها پارک شده بود و ما هم قبلاً دیده بودیم اش در مسیر نامش را پرسیدم  "سومان" همان "سامان " که با همراه لُر بختیاریمان هم همنام بود.

سامان به کُردی می گفت که از خیلی وقت است که در 500 متری شما نشسته ام و او هم انتظار مارا می کشید. روستای مرزی باشماخ را پشت سر می گذاشتیم  از او پرسیدیم سامان جان! لُر هستی؟ در پاسخ گفت اِی لُریم .( اِی به کُردی عراق همان بله است این واژه هم چون واژه یباشماخ میراث فرهنگ شوم صدام بود که در کُردستان بدنبال حرف تایید نظامش با سرکوب رواج می داد. چرا که کُردها ی ایران " بله "می گویند تا " اِی" که ریشه عربی دارد. دوستمان ادامه داد: با چه زبانی باهات حرف بزنم لُری یا فارسی ؟ سامان که رانندگی می کرد معلوم بود متوجه فارسی صحبت کردن دوستمان نشد و معلوم بود فقط دو کلمه فارسی و لُری را از این جمله شنیده نگاهی به ما انداخت و هیچ نگفت. از او پرسیدم : لُری زانی ؟ بلافاصله گفت: ناتانم ( نمی توانم) دانستم که نمی خواهد لُری گپ بزند، چرا نگفت نازانم (نمی دانم) و این برایم تعجب بودی بود که در خلال روزهایی که در کُردستان عراق بودم چرای ش را کشف کردم .

همان چرایی که نباید در کُردستان لُری گپ زد و اگر هم لُری گویی نفس می کشد درون قومی و خانوادگی اش باب است و گویا دوست بختیاری همراهمان در این خصوص قلم بزند. به هر حال در طول مسیر در پنجوین ترمزی گرفت و لُر دیگری که از سلیمانیه به پیشوازمان آمده بود سوار شد که فارسی را از هر ایرانی بهتر و شمرده تر گپ می زد و شخصیت شاخص و فهمیده ای بود همان کاک وحید کارمند دیگر کانون همبهری لر که از اطلاعات خوب و مفید هم برخوردار بود و الحق اندوخته های زیاد فرهنگی در خورجین خود داشت، در طول مدت اقامتمان از ایشان بهرمند شدیم ایشان کسی هستند که مدتها بر روی رسم الخط لُری کار کرده اند .

بعداً وقتی در این خصوص با او گفتگو می کردم نظرهای نزدیک به هم در با ره رسم الخط زبان لُری داشتیم کاک وحید گرچه یک لُر بود اما به زبان کُردی سورانی تسلط وافری داشت و وقتی که در طول اقامت کتاب کُهبنُگ را به او هدیه کردم بلافاصله گفتند که اگر اجازه بدهید باید به سورانی برگردان شود. به هر حال در مسیر با گذشتن از منطقه ی بِنار (همان بندار لُری بختیاری- سرزمین شیب دار سخت) به کانی مانگا و سپس به اسیبد مانگا و در پایان به سید صادق رسیدیم جایی که دیگر سامان ما را همراهی نمی کرد. سید صادق مشرف به حلبچه است حلبچه ای که خالی از سکنه شده بود و به او "حلبچه شهید" می گفتند و حلبچه ی نویی که در جوار آن در حال شکل گرفتن و ساختن بود .

ورودی سید صادق مجسمه کودکی را می دیدی که درد بیکسی و آوارگی اش زیر چطر نوازش مردی بود که نماد و یادمانی از حلبچه شهید بود با ید بگویم تمام مجسمه های اقلیم کردستان از نوعی بی ظرافتی برخوردارند اما بیان دردها و گاه مقاومت ها مانع از آن است تا این عیب را ببینی در اینجا با سامان خدا حافظی کردیم و همراه با کاک وحید منتظر ماشینی بودیوم تا مسافری را به این شهرک بیاورد تا ما بتوانیم خود را به سلیمانیه برسانیم  دو خانم جوان اهل سید صادق هم که همزمان یا چند لحظه ای قبل از ما به ایستگاه آمده بودند با دیدن ما و آمدن ماشین ترجیح دادند نوبت سوارشدن را به ما بدهند .

 آنچه در طول 52 کیلومتر طی شده تا سید صادق دل انسان را به درد می آورد خانه های یک دست بلوکی بود که پس از آوارگی ساخته شده بودند، دیوارهای قدیمی در طول جنگ و یا توسط لودرهای بعثی فرو ریخته بودند  و سید صادق که اکثریت لُر را داشت نیز قربانی همین تخریب بود یاد شهرکهای جنگزدگان روزهایی که به رامهرمز منتقل شدم و برای نصب کنتور برق به این شهرکهای جنگزده می رفتم افتادم . گویی در شهرک آزادی یا شهرک سلمان یا شهرک قدس و یا شهرک حُر در مسیر جاده رامهرمز - بهبهان حرکت می کنم ...در مسیر به سوی سلیمانیه از شهر باستانی زور که به " شار زور " گفته می شود می گذریم شهری لُرنشین جنوب این منطقه را کوههای " هزار مِرد"  است و جای پای لُران را در واژه واژه اسامی روستاهای مسیر  می توان دید. 

فراسوی کوههای هزار مِرد به سوی جنوب رشته کوه قره داغ است و سپس تر از آن به سوی جنوب رشته کوه و دریاچه حمرین است که در رسم الخط کُردی و نقشه  "همرین" نوشته شده است . و این مرز بین لُرها و کردها با اعراب خواهد بود رشته کوه حمرین از مشرق به خاک ایران داخل می شود و پس از گذشتن از ایلام و شمال اندیمشک و شمال شوشتر در رود زرد منطقه شمال رامهرمز در کوههای گچی زاگرس این منطقه ادغام می شود. در خوزستان به این رشته کوه " کوه شَه" یا "سِه" و یا سِهو که همه واژه ای بختیاری اند گفته می شود و معنی کوه سیاه را می دهد.

کوههای هزار مِرد از جنوب سلیمانیه هم می گذرند و شمال این شهر هم کوه اَزمر است. رشته کوهی که فراسوی آن مردمان منطقه قلاچولان – چوارته و بالاکایتی( کایدی) که اکثراً عشریه های لُر اند که بیشتر در منطقه ( بِتوین) اند . لُرها در این کوهستانها تا ترکیه و از سمت غرب تا اسرائیل به طور پراکنده زیستی قدیمی دارند که با کُردها از قدیم همزیست بوده اند مثلاً در ترکیه طایفه ای به نام لُر زیلایی معروف ایت که به احتمالی با طایفه زیلائی بهداروند بختیاری خویشاوند باشند(طایفه مرحوم بهمن علاءالدین) همچنین جمع زیادی که در منطقه ی هایمانا در حومه ی آنکارا هستند و به نام لُربَزینی معروفند ( بهدینی) برخی آنهارا از نَسَب لُرهای خانقین و عده ای نیز آنها را از اطراف کرمانشاه و مناطق شیروان چرداول ایلام می دانند. دیگر لُرها یِ یهودی اند که در اسرائیل هماکنون ساکنند .

گویا سابقاً از طایفه های لُر ایلام ریشه داشته باشند که تا دوره صفویه گزارشهایی از یهودیان لُر ایلامی بدست آمده که در منطق ی چون سیوان – بیره (بدره) زندگی می کرده اند -  لُرهای بلندیهای جولان هم که نامی لُری برمنطقه است لُرهايی هستند که درکوههای و بلندی های جولان سرزمین خود را گُلان یا گولان که همان  گُلستان یا سرزمین گُل خیز است می نامند که به لفظ عرب جولان شده است . در میان مردم کُرد و لُر کُردستان روایتی استً که صلاح الدین ایوبی کُُرد وقتی که به مناطق شام لشکرکشی نمود نگران بود که آنجا مردمانش لُر اند و در شک ام که سپاهم بتواند برآن نواحی مسخر شود. این نظریه در بین مردم اقلیم کُردستان هرگاه سخن از لُرهای لبنان سوریه و اسرائیل می آمد برزبان رانده میشد .

 اما در خصوص تاریخچه لُرهای این سرزمیتها اطلاع کمی در دست است. لُرهای عراق بیشتر شیعی و سنی اند و به قول کاک وحید لُرهای مسیحی بصورت اقلیت در میان آنها دیده شده است ( شاید چیزی مثل ارامنه ای که در چهارمحال بین بختیاریها زندگی می کردند و در آن نواحی هنوز دارای املاک هستند). لُرهای ایزدی را هم که زه رتوشتی (زرتشتی) می نامند و اهل حق هم در میان لُران عراق دیده شده است که در شمال کُردستان و منطقه ی بادینان (بهدینان) که به سلک کُردان پیوسته اند. همه ی لُرهای عراق لُرهایی هستند که هرکدام به یکی از شاخه های لُران ایران وابسنگی قومی دارد. چون لُرهای زندی یا لُرهای هُرموزیانی(هرمزگانی ) و لُرهای مامسانی (ممسنی) شوانکاری( شبانکاره ای) و لُرهایی که سابقه ی کُهن تری در عراق دارند. از پرفسورکریم زند که از لُرهای زند عراق است در کتابی بنام کُرد – نژاد و پیوسنگی   به زبان کُردی در سلیمانیه دیدم  که قوم لُر را بدین گونه تقسیم بندی کرده بود : - البته به عین رسم الخطی که به زبان سورانی نوشته بود آوریم)

لوری بووی : فه یلی faili – له ککی lakki – بَه ختیاری – مامسانی – کوهکولویی که لُرهای عراق را می توان از شاخه  و برگهای این طوایف شمرد و در خصوص لُر بزرگ و لُر کوچک این تقسیمات به چشم می خورد : لُر کوچک شامل دلفان – سلسله – بالاگریوه – ئاماله (عمله ) و لُر بزرگ شامل : به ختیاری – مامسانی – مه مه د –هه سه نی – کوهکلويی.  آورده بود .

لُرهای عراق بیشتر  در مناطق خانقین 90درصد – چمچمال ( مکانی به همین نام در لرستان) دوز خورماتو – جولا – دشت کویه – شار زور ( شهر باستانی زور) دشت بیتوین در شمال هم مرز با ترکیه – کوههای سلیمانیه مخصوصاً کوه کُرَک ( کوه پسربچه ) همچنین شهر سلیمانیه با شش هزار خانوار براساس سرشماری شهری – منطقه جسان هم مرز با ایران بایرای (بدره) که بیشتر درمناطق نفتخیز عراق بسر می برند و می بردند زیرا که حکومت صدام با اشغال به زور و تعدی و کُشتار ، منازل مسکونی این مردم را از آنان گرفته وبه جایگزینی آنان  عربهای طرفدار خود را از شهر و روستاهای اطراف بغداد  به مناطق لُرنشین می فرستاد تا در دستگاه اداری نفت به استخدام در آیند بیشترین کشتارها در همین نواحی بوده است.

 دوتن از مبارزین لُر که اسطوره ی لُر عراق اند و بین کُردان نیز شهره اند رفیق حلمی لور بنیانگذار حزب هیوای کُردستان عراق ( امیدکردستان ) است و دیگری توفیق وهبی بیگ است. از قهرمانان و جانباختگان لُر دیگر که در میان لُرها نامی باقی گذاشته اند می توان علیمردانخان لور که یکی از والیان لرستان بود آن زمانها که این مناطق لُرنشین عراق در دست ایران و زیر سیطره والیان لُر اداره می شد علیمردانخان همراه با مصطفی پاشا فرستاده ی عثمانی جهت میانجیگری بین دولتین ایران و عثمانی راهی عثمانی شد که در استان سیواس ترکیه در منطقه شیعه نشین (جهت ایجاد بدبینی ایران با شیعیان عثمانی) توسط یک دولتمرد عثمانی با سم کشته شد و هماکنون آرامگاهش در بقعه ی زین العابدین در منطقه قوش گیری ترکیه  است 0خبر مرگ علیمردان خان توسط احمد پاشا والی بغداد به نادرشاه داده شد. از آن زمان  به بعدجابجایی لُران از نواحی مرزی ایران که تازه به دست عثمانی افتاده بود به سایر بلاد خاورمیانه و ترکیه کوچ اجباری شد همچمان که لُر ها در ایران به همین سرنوشت دچار گردیدند و در سیستان – تایباد خراسان و مرزافغانستان – شیروان – زنجان و قزوین – کوههای تالش و جزایر بحرین تبعید شدند ....

ساعت 14 بعد ظهر است به سلیمانه رسیدیم شهر ی که کردها آن را پاینخت فرهنگی‌اش می‌نامند. اکتریت شهر را کُردان تشکیل می دهند و مهاجرین عربی که از بغداد یا بصره به صورت جنگزده مهمان کُردها شده اند . تعداد شش هزار خانوار لُر عراقی در سلیمانیه زندگی می کنند که لباس و زبان کُردی دارند و اگر هم آن زبان درون قومی لُری را تکلم می کنند با ما درمیان نگذاشتند به محله ای قدیمی به نام " بختیاری قدیم " جایی که مقر دفتر مرکز فرهنگی لر به نام کانون هُمبهر لُر  دائر شده بود و ما به سوی منطقه بختیاری قدیم  که بر روی تابلویی" شَه قانی به ختیاری کهنه " نوشته شده بود شه قانی ( شقه و بخش) و یا نوشته هایی برسینه مینی بوسهایی که مسیر آنها نوشته شده بود " به ختیاری – دار سوته ( دارسوخته ) " و یا بختیاری - سر چنار .

 این واژگان گَرد خستگی را از تن می زدود و هرگز احساس غریبگی نمی کردی از کنار "ابن الثوره" می گذریم جایی که آثار گوله ها دیده می شود شکنجه گاه نیروهای بعث و مقر سازمان اطلاعات صدام که اکنون بصورت پایگاهی فرهنگی یا موزه درآمده بود شهری که در دوران خفقان ریزش سقف خانه ها و تخریب دیوارهایش پایانی نداشت. شهری که هر دو روز یک ساعت آب گلوی تشنه اش را تر می کرد و هر شبانه روز یک ساعت سهم برق داشت و اکنون می رود تا به یکی از کانونهای فرهنگی  اقتصادی خاور میانه و یکی از کانونهای زلال و آرام جامعه مدنی منطقه برسد در هر گوشه و کنار شهر ویرانه جای خود را به ساختمانهای بلند و نیمه کاره نوسازی داده است که خبر از پیشرفت نسبی و نویدی براستانداردهای شهرسازی  به شیوه ی مدرن است ، برچ بلند " شهید "  که هنوز به اتمام نرسیده و طرح آن گونه ای از طراحی برچ العرب دبی است که به هر گوشه شهر که می روی سرک می کشد 0 به خیابان مولوی می رویم که بازاری معروفی است بازاری پر تنوع از کالاهای آمریکايی و اروپايی و چینی -  ایرانی و ترکی با مردمی که کوشش می کنند از غم دوری کنند و شاد باشند و در حفظ این موهبت همگان زوری را کمر همت بندند امنیت مدنی در تمام ساعات روز و شب یکسان است و در کنار اثرات شوم دوران درگیریها می توانید ابتدای جوانه های  شکوفایی را دید که نفس می کشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 9:27  توسط علی دلفانی  |